خط داستانی
شب سیاه یک کلانشهر بیخواب. کوچههای تاریک محلههای مسکونی. در این شهر، شهری واقعی از گناهان، چیزی ترسناک و همزمان عادی هر لحظه اتفاق میافتد: امروز کسی میمیرد، امروز کسی خویشتن را نابود میکند. قهرمانان واقعیاند، کنار ما زندگی میکنند. اما ناحیه تاریکی نقشه ندارد. در همه نفر، تاریکی وجود دارد. گاهی بیرون میآید. و هرکس تصمیم میگیرد، تاریکی را آزاد کند یا... انسان بماند.