اسکات یک دانشجوی نیمهوقت و پسر صاحب یک فروشگاه معروف دامپلینگ در شهر صفر است. او بهطور تصادفی یک سنگ جغرافیایی را از آسمان در حین تحویلدادن پیدا میکند. آلبرت، یک دانشمند و بیگانه است که سرگرمیاش خلق موجودات جدید برای ایجاد کایجوهای بیشتر است. او به سنگهای جغرافیایی حمله میکند و کایجوهای فضاییاش را به زمین میفرستد تا موجودات فضایی بسازد. با نگرانی از خطر این موجودات فضایی برای زمین، وی، یک افسر پلیس فضایی، شجاعت اسکات را در دفاع از روستایش میبیند و به او کمربندی میدهد که به او اجازه میدهد به رایزمن تبدیل شود! به عنوان رایزمن، اسکات با موجودات مختلفی که میخواهند زمین را نابود کنند و سنگهای جغرافیایی را برای تخریب زمین و تصاحب آنها بگیرند، مبارزه میکند.