خط داستانی
برای مدتی طولانی، ماشا روشچینا، پزشک جوان، نمیخواست نامزد خود را، کاسمانوت Andrei Izotov را به مادر و پدرش معرفی کند، بهویژه به پدرش. پدر ماشا، سرهنگ پلیس دیمیتری روشچین است، و انتخاب ماشا با معشوق از نیروهای انتظامی متنفر است و با طنزی که به نفرت میانجامد با آنها برخورد میکند. دیدار والدین با آندری سرانجام درست در قصر عروسی اتفاق میافتد و عروسی به هم میخورد. ماشا شرطی میگذارد: همسر آینده و پدر باید با هم کنار بیایند. آندری که دختری را دوست دارد، پس از آن بهعنوان کارآموز پلیس کار میکند و همراه سرهنگ دوم روشچین در تعقیب تakatrov، متهمی که دیپلمات آمریکایی را به نام Harrison دزدیده است، فوراً به تعقیب میپردازد. مجرمان موفق میشوند از سنت پترزبورگ فرار کنند، پرونده بینالمللی میشود و اکنون تمام نیروهای پلیس مأموریت یافتهاند تا این ماجراجویی که دیپلمات را در اختیار دارد را دستگیر کنند. Taktarov به سمت جنوب میرود، با ماجراهای بیپایان و خندههای فراوانی برای تعقیبکنندگان و فراریها روبهروست.