خط داستانی
آناند «رام کارتیک»، یک جوان بلندپرواز در رادیو جکی. روزی، پسری به مرکز رادیو تماس گرفت و گفت که من در عشق شکست خوردهام و حالا قصد خودکشی دارم. پس از شنیدن دغدغهاش، آناند برای منصرف کردن او از خودکشی، یک داستان عاشقانه را روایت میکند. او این داستان را به صورت قسمتی تعریف میکند و داستانش بسیار محبوب میشود. در طی اتفاقات، این داستان در زندگی واقعی آناند به حقیقت میپیوندد و معشوقهاش «پرنالی گوغاره» را به او نزدیکتر میکند. آناند برای یافتن عشقش با مشکلات زیادی روبرو میشود و بسیار تقلا میکند. نحوه یافتن عشقش و تلاشهایش برای خوشحال کردن همه، باقی داستان را تشکیل میدهد.