خط داستانی
کریمه. اواسط قرن نوزدهم. یک جیتگی مغرور و شجاع به نام علیم آیدامک که نمیتواند با سوءاستفاده از کارگران کنار بیاید، در کارخانه چرمسازی علیبیای طمعکار کار میکند. یک روز او به این سوءاستفاده پاسخ میدهد. او اخراج میشود، اما یاد دختر زیبای استاد سابقش، سارا، را با خود میبرد. جوانان به راههای جداگانهای میروند. علیم مسیر انقلابی را انتخاب میکند؛ او و دوستانش به کوهها میروند و مبارزه زیرزمینی را آغاز میکنند. تنها نام او برای ترساندن زمینداران، میرزایان و کارمندان کافی است. مقامات یک دسته کازاک برای دستگیری رابین هود تاتار کریمه میفرستند. این فیلم ماجراجویی که یادآور وسترن آمریکایی است، بر اساس یک افسانه تاتار کریمه ساخته شده است که در سال 1925 به یک نمایشنامه توسط نویسنده سرکوبشده تاتار کریمه، ایپچی عمر، تبدیل شد. فیلمبرداری این فیلم تحت فیلمنامه شاعر پیشرو اوکراینی، میکولا باژان، در پاییز 1925 آغاز شد، زمانی که سیاست بومیسازی در جمهوریهای ملی تقاضا برای داستانهای ملی را به وجود آورد.