خط داستانی
کلر همیشه پسرش جیم و نوهاش سیدنی را دوست داشته، اما در ارتباط با عروسش، آلیسون، مشکل دارد. وقتی آلیسون از ترفیع شغلی بزرگی خبر میدهد که آنها را به دوردستها منتقل میکند، غریزه مادری کلر به سطحی نگرانکننده میرسد که او را وادار میکند تا نقشه بکشد، دروغ بگوید و حتی قتل کند تا پسر و نوهاش را از رفتن دور نگه دارد.