تنچ
Tench
جاناتان، یک جوان مهربان، به دلیل کمبود شواهد از زندان آزاد میشود. او به خانه مادرش که در یک خانه کوچک در کنار تپههای شنی زندگی میکند، برمیگردد. جاناتان میخواهد گذشته را فراموش کند و مصمم است که فردی متفاوت و بهتر شود. اما با اینکه او به شدت به قوانین پایبند است، نیتهای خوبش به زودی مورد آزمایش قرار میگیرد زمانی که یک زن جوان با دختر کوچک خود در کنار او ساکن میشود.