خط داستانی
سانتیاغو از کمد بیرون می آید تا به دو دوست طولانی زندگی اش در سن پنجاه سالگی بگوید. واکنش یکی از آنها چندان مثبت نیست و روئل سعی می کند با هر وسیله ای سانتیاغو را متقاعد کند که او فقط در حال گذر از لحظه ای سردرگمی جنسی است و هیچ راهی وجود ندارد که او همجنس گرا باشد