دوست پنهان
Pojkvän
هر روز پس از مدرسه، چارلی در استخر بیرونی شهر کار میکند. وقتی هم هاتداگ نمیفروشد یا کار نمیکند، در رویاهایش از ایولینا میگُذرد. آنها به همان مدرسه میروند، اما او نمیداند که چارلی کیست. در عین حال، در جایی دورتر از آسمان، همچون شهابسنگی به آرامی به سمت زمین میآید. اما به نظر میرسد تنها چارلی است که واقعاً میتواند آن را ببیند. انگار دارد سعی میکند به او پیامی بگوید.