خط داستانی
پسر پتیا همه حیوانات را میترساند و به قدرت خود میبالید. اما وقتی به یک چاله افتاد، خرگوشهای کوچک، خروس و سنجاب به کمک او آمدند. و پتیا متوجه شد که بدون دوستی نمیتوان زندگی کرد.
پسر پتیا همه حیوانات را میترساند و به قدرت خود میبالید. اما وقتی به یک چاله افتاد، خرگوشهای کوچک، خروس و سنجاب به کمک او آمدند. و پتیا متوجه شد که بدون دوستی نمیتوان زندگی کرد.