خط داستانی
بنِدیکت در مراسم تشییع مادر گم شد. او در ایستگاه یوروستار گیر کرده بود. در فضایی غیرعادی و اندکی تاسف بار به خانه خانواده برگشت تا برادر و دو خواهرش را بیابد و در بازاری شلوغ خاطراتی را بیابد. آنجا در بازمانده های کودکی اش، در خلوت اتاقش، او را می بیند - او منتظر او است و از او رها نمی شود.