خط داستانی
والِتیکا رمانوف ۱۶ ساله به صدا در می آید و متوجه زخم گلوله ای در پای خود می شود. به او گفته می شود که او کسی نیست که باور دارد و در جایگاهی نیست که باور دارد که هست.
والِتیکا رمانوف ۱۶ ساله به صدا در می آید و متوجه زخم گلوله ای در پای خود می شود. به او گفته می شود که او کسی نیست که باور دارد و در جایگاهی نیست که باور دارد که هست.