خط داستانی
پیرمردی دیندار که از حامیان حملهگران انتحاری است، برای دیدن تنها فرزندش که پس از جنگ مقدس در اتحاد جماهیر شوروی مانده بود به کابل میآید. او فرزندش را برای یادگیری قرآن به مدرسهای دینی فرستاده بود تا پس از بازگشت روستایی یا مولی بشود. در کابل میفهمد که فرزندش تصمیم گرفته است با پیوستن به همکشی آسمانی به بهشت برود و بمباران انتحاری مقدس انجام دهد. فیلم دو نیروی درونی پدر را به تصویر میکشد: احساسات پدری و ایدئولوژی دینی مقدس. تماشاگر میبیند که او چگونه تنها فرزند خود و باور مقدس را از دست میدهد. فیلم در کابل پرهرج و مرج و کثیف فیلمبرداری شده و تفسیر نادرست از دین و تعارض نسلها را نشان میدهد.