خط داستانی
جو، دختر ده ساله، روزهایش را در کنار رودخانه شناندوآ با بهترین دوستش سلما میگذراند و به ماهیگیری و جمعآوری فلزات مشغول است و به نوعی زندگی میکند. اما وقتی ناپدری معتاد و آزارگرش میمیرد، جو تصمیم میگیرد که به همراه سلما، جسد را دور بیندازند، ماشین را دزدیده و به سمت لس آنجلس بروند تا پدر واقعیاش، یک خواننده فولک افسانهای، را پیدا کنند.