خط داستانی
ویری مالک «عشق ها» استودیوی ویدئویی یکی از آخرین فروشگاه های ویدئویی در مکزیکوسیتی. او ناراحت است چون کسی تولدش را به یاد نداشته است. آگوستین برای اجاره یکی از فیلم های قدیمی در زمان نزدیک به بسته شدن می آید. در حین جست و جو برای فیلم، یکی از کارکنان فروشگاه را می بندد و فکر می کند خالی است. فیلمی به طور همزمان و در یک برداشت، هم ویری و هم آگوستیـن متوجه می شوند که عشق همیشه به شیوه های غیرمنتظره ای عمل می کند، همانند فیلم ها.