خط داستانی
زندگی برای آلیسون کارشناس بازاریابی خوب است و او راهی برای دریافت ارتقای ستارهای دارد در حالی که با همکار موفقی چون بریس رابطه دارد رقیب بزرگش ونسا است اما آلیسون نقشهای برای جلب توجه رئیسش دارد در اردوگاه سالانه شرکت او از قبل تجربه دارد و آنجا عشق قدیمی اش کویتیِی هم کار میکند آیا همه چیز فقط سوءتفاهم بوده است؟ آلیسون باید نه فقط مسیر موانع بلکه روابط گذشته و حالش را هم مدیریت کند