خط داستانی
لوبیای قاتل به زندان افتاده است. پس از این که لوبیاهای آبی پرسشهای زیادی مطرح میکنند، او خود را به عنوان لوبیای قاتل معرفی میکند. بازجو با دیدن ضرباتی که به او زده میشود ترسیده و سعی میکند فرار کند، اما یک لوبیای نگهبان به او شلیک میکند. لوبیاها به بازجویی ادامه میدهند با لوبیای بزرگتر و قویتری به عنوان بازجو. پس از چند ضربه و پرسش دیگر، لوبیای قاتل موفق میشود از دستان دو نگهبان سلاح بگیرد و هر لوبیای حاضر در اتاق را به قتل میرساند.