خط داستانی
رانندهٔ تاکسی با شانس بد لی سانگ که از خشم خود از طریق پادکستی کمنام و نشان آرام میشود، از یک درد مزمن شرمآور برای اولینبار در معرض روابطی تازه قرار نمیگیرد. یین که خود را بهعنوان یک کارشناس خدمات مشتری کرهای در یک شرکت مکملهای بهداشتی جا میزند، با تماسهای مشتریان غرق میشود تا برای پرداخت واحد آپارتمان پسانداز کند. تماس تلفنی پیگیری این دو غریبهٔ شهری تنها کهنهتری را در پشت دروغها به هم میرساند. با فروپاشی واقعیت و توهم، آنها مجبور میشوند با زندگی و خود واقعیشان روبهرو شوند."