خط داستانی
براندون با بازی خنداندنی در بازار مرکزی با پدر قصاب کار میکند، زندگی شلوغی دارد و با وجود مشغلههای زیاد، برای چند دقیقه از شهر فرار میکند تا با دوست دخترش یولی ارتباط پنهانی داشته باشد. زندگی براندون دچار تحول میشود زمانی که یولی به او میگوید باردار است و اکنون مسئولیتهای بیشتری پیدا میکند.