خط داستانی
ازدواج محلی مارینکا و کُلکا در کافهای کنار جاده برگزار میشود و عروس و داماد تازهازدواج کرده تنها توانستهاند نیمهٔ اتاق را اجاره کنند. دلیل این کار حلقه ازدواج گران است. نیمهٔ دیگر اتاق ناگهان به عروسیِ ترحی اختصاص داده میشود. جشن طبق برنامه پیش نمیرود و عروس از ساخت محتوای بیعیب برای شبکههای اجتماعی ناامید است و خشم خود را بر عروس خاموشی که با بیوهای از مراسم ترحی آمده است بیرون میریزد؛ داماد در این مسابقه حلقه را به خطر میاندازد و عروس خشمگین از مراسم فرار میکند.