آن در آستانه خداحافظی
Aquele Abraço
شب آرامی در آلنتِژو یکی پسری به پایان بخشیدن زندگی خود فکر می کند اما توسط ریکاردو، غریبه ای با همان قصد، مزاحمت می شود آن ها مجبور می شوند در همان درختی که به اشتراک می گذارند گفت و گویی تاریک و بی طنز درباره تنهایی و معنا انجام دهند