خط داستانی
دو برادر ناپایدار به نامهای ژنیا و تئیمه با وجود اینکه همراه تیم هاکی یکسان بازی میکنند و زیر یک سقف زندگی میکنند، از هم متنفرند. استاد ماکسیم مورومتسف که پدر تئیمه نیز هست، روی دستگاه زمان کار میکند. آن دو به طور اتفاقی به آزمایشگاهش میروند و به زمان حال منتقل میشوند و با وادیم شیپاچیوف، ستاره آینده هاکی، که اکنون دوازده ساله است، آشنا میشوند. اکنون باید وقت کافی برای کمک به وادیم باشد تا به آینده آرزوی خود برسد و سپس به زمان حاضر بازگردند تا تیم خود را به پیروزی برسانند.