خط داستانی
ماریای سی ساله، فردی عجیب و دارنده هدفی واحد: تبدیل شدن به انسان عادی. اما پیش از هر چیز باید بفهمد دقیقاً این چه معنایی دارد. کدام نوع انسان است؟ آیا او واقعا انسان عادی است؟ این پرسش به عمیقتر رفتن در ذهن او میانجامد. پس از فهرست کردن هر شرط، تصمیم میگیرد به آنها برسد. در این سفر از برادرش آلِکس، پسری بیستوپنج سال که دارای ناتوانی ذهنی است و به هر شرطی میرسد، کمک میگیرد. همچنین با بورجا، پسری که به رژیمها و کاهش وزن علاقهمند است، آشنا میشود. آنها توافق کنایهای میگذارند: او به او کمک میکند تا زندگی فعال و سالمی داشته باشد و او به او کمک میکند تا هدفش را برای تبدیل شدن به یک انسان عادی محقق کند.