خط داستانی
نظافتچی مانند سایهای بینام در حاشیه سرمایه فرهنگی حرکت میکند. وقتی یکی از کارفرمایانش — یک نیکوکار ثروتمند هنر — شهر را ترک میکند، دری به زندگی دیگری بهطور ناگهانی باز میشود و او فرصت مییابد به عنوان فردی جالبتر ظاهر شود، نامش با تحسین و احترام روبهرو میشود. دو هنرجوی جوان هنر به سرعت تحت تأثیر بازیگر قدرتی که او وانمود میکند قرار میگیرند و با هم در رقصی حسی در شب به سفری همراه میشوند که مرزهای بین هنر و استثمار محوتر میشود و حقیقت در گوشهای از همان نزدیکی انتظار میکشد.