پس از اینکه در یک مترو در اواخر شب مورد حمله قرار میگیرد، هنرمند جوان ایریس به یادآوری چند هفته گذشته از زندگیاش میپردازد و رویدادهایی را که او را به این برخورد رسانده، کنار هم میچیند. آزار پدر خشنش نسبت به مادرش تنش را در خانهشان ایجاد میکند و او برای فرار از خصومت به دوستان جدیدش، آلیس و وینسنت، پناه میبرد. او احساسات غیرمنتظرهای نسبت به آلیس پیدا میکند، اما یک تراژدی خانوادگی به زودی تمام دنیای او را زیر سوال میبرد.