خط داستانی
کارلوس نوجوانی است که با مادرش، لیلی، زندگی میکند و منتظر پدرش، فرناندو، است که به عنوان راننده کامیون کار میکند. یک آخر هفته، فرناندو از کار به خانه میآید تا سعی کند جایگاه پدر خانواده را به عهده بگیرد، در حالی که کارلوس و لیلی تمام تلاش خود را میکنند تا او را در خانه نگه دارند.