بازنشسته سابق سازمانهای ویژه، که روزگار سختی دارد و به دنبال کار است، شغلی به عنوان نگهبان امنیتی در یک مرکز خرید فرسوده در منطقهای بوم آورد میگیرد. در اولین شب کارش درب را به روی دختر جوانی گریان و ناامید میگشاید که از سرقت موتوریِ پلیس که او را برای شهادت در دادگاهی به آنجا برده بودند فرار کرده است. با او در تعقیب، دزد اَشتمی روانی و تیم مزدورانش هستند که هرگز نمیخواهند شاهد را رها کنند یا او را زاده کنند.