خط داستانی
هیم، دین، چُپر و کین، چهار دوست صمیمی دوباره در تشییع جنازه مادر دین با هم روبه رو می شوند. آنها داوطلب می شوند تا با دین که خانه اش در آیوتیایا را می فروشد، بمانند و با او در کارهایش کمک کنند. به محض ورود به خانه باستانی، پدیده ای عجیب آغاز می شود، به ویژه بعد از اینکه هیم به طور اتفاقی قدیسه مانهرای قربانی را بر روی سرش می گذارد. ارواح رقصنده بدون توقف دنبال هیم می شود.