خط داستانی
اینکه سایرا که برنامه ریز رویدادهای بااندازه ای است از سایه های درونش احساس نقص می کند با دوست داشتنی به نام ظشیار آشنا می شود. به تدريج روایت پیش می رود و سایرا با گذشته اش روبه رو می شود و اعتماد به نفس و ارزش فردی اش در معرض خطر قرار می گیرد. او با عشق به خود، احترام به خود و پذیرش از سوی جامعه که نگاه آنها به زیبایی را زیر سوال می برد، تصمیم می گیرید.