خط داستانی
در زمان جنگ، یک مرد باید زنده بماند تا سفری را برای تحقق وعدهای که داده است، انجام دهد و حقیقت را کشف کند. پس از یک نبرد وحشتناک، مردی شاهد مرگ دوست بزرگش میشود که تنها یک درخواست از او دارد – اینکه به پادشاه، پدر متوفی، خبر مرگ او را بدهد. با وعدهای که بر بالین مرگ دوستش داده، جنگجو به ملاقات با پادشاه، پیرمردی که تنها وارثش را از دست داده، میرود. پادشاه از او میخواهد که خدمت کند، اما مرد از جنگ خسته است و میخواهد جایی برای زندگی در صلح پیدا کند. وقتی جنگجو به دنبال آرامش میرود، مسیرش با یک زن جوان زیبا که توسط سربازان تعقیب میشود، تلاقی میکند. او او را نجات میدهد و متوجه میشود که او یک جادوگر است. با آمدن تفتیش عقاید به پادشاهی و عشق جدیدی در دلش، جنگجو باید سلاحهایش را دوباره به دست آورد تا از ریختن خون بیشتر از افرادی که دوست دارد، جلوگیری کند.