در قلب روستایی شمال گجرات، کوندالو حلقه به نمایش میگذارد زیبایی خشن زندگی روستایی جایی که سنتها حاکم هستند و ازدواج سرنوشت را تعیین میکند. در این جهان سرسخت، منگو یتیم بیپول و وکاس مردی شاداب با لکنت گفتار پیوندی شکننده مییابدند و به وسیلهٔ سرنوشت از هم جدا میشوند. زندگیهای درهم تنیدهٔ آنها تصویری روحخراش از عشق، از دست دادن و تابآوری در جامعهای که صدای آنها یا دردشان را نمیشنود به نمایش میگذارد.