روابطی بین دو جوان که از نظر جغرافیایی از یکدیگر دور هستند: کامیلا و ماتئو، میلان و ناپل. داستانی از عشق و سکس، که توسط چشمان بیرحم کسانی روایت میشود که به افسانهها اعتقادی ندارند. این دو قادر خواهند بود از بیماریهای خود بهبود یابند، اما پایانی خوش که در واقع محقق نمیشود.