خط داستانی
یک فلسطینی جوان در تبعید با پیوند خود با زمینی که در آن به دنیا نیامده است آشنا می شود که تحت تأثیر زبان پدر و داستان های مادربزرگش از غزه است او با نوا همراه می شود که او را به امن مزن معرفی می کند تبعیدی دیگر در مصر است امن مزن با پرسش ها و ریشه ها پر است او داستان ها و ملودی ها را با آن جوان به اشتراک می گذارد که به شنیدن می نشیند در حالی که او درباره کودکی اش یاد می کند دختران اطرافشان پیوند بین امن مزن و جوان را توصیف می کنند و هر کدام با داستان ها و ارتباطاتشان با مکان هایی مانند نابلس و بیروت شخصیت هایشان با امن مزن و ملودی در هم می آمیزند با وجود باد که همیشه حاضر است شاخه را لرزان نگه می دارد