نوجوان فلسطینی-سوری ناصر و برادر بزرگترش یاسین در یک کمپ پناهندگان یونانی زندگی میکنند و منتظر تصمیمی درباره درخواست پناهندگی خود هستند. آنها وقت خود را با ضبط اسکیچهای کمدی میگذرانند و به ساخت فیلمهای زامبی و مهاجرت به سوئد خیالپردازی میکنند. اما ناصر احساس میکند که به طور فزایندهای در این سرزمین بیکس گرفتار شده است. با نبودن راه فراری، تنشهای درون کمپ ناصر را به دنیای دیگری میکشاند.