خط داستانی
خلبانِ پرشور و خوشقیافه، بروک، همزمان با دو ازدواج سروکله میزند: یکی با عشق دبیرستانیاش استِفِن و دیگری با مردی پیرتر و موفق به نام دین. بروک و استِفِن در پی کلاهی نقدی هستند و دین هم به دنبال فریبِ آنهاست تا با یک پاداشِ نقدی مواجه شوند. اما با تهدیدِ دختر مشکوک دین به نام الیزا برای فاش شدن حقیقت، بروک کمکم از نقشش در این نقشه پشیمان میشود و این ماجرا به نبردی خطرناک میان بروک، الیزا و استفن منتهی میشود.