سوفیا بود
Sofia Was
سوفیا مجبور به ترک خانهاش شد و اکنون بیخانمان است. این زن جوان روزهایش را در کوچههای دانشگاه سائو پائولو میگذراند و خدماتش را به عنوان یک تاتو آرتیست ارائه میدهد. در یک شب ethereal، سرگردانیهای او با یادآوری یک عشق ناکام آمیخته میشود. در فضایی تاریک و غمانگیز، فیلم به شکنندگی جوانی که پشت سر گذاشته شده میپردازد. در داستانی که مرزها را درنوردیده، زندگی سوفیای خیالی و غیرقابل نفوذ با تجربیات بازیگر همنامش آمیخته شده است. به اندازه یک پیشگو مرموز، عنوان اصلی پرتغالی عدم ثبات و ابهامی را که سوفیا را آزار میدهد، تداعی میکند. او در حرکت دائمی غرق شده و آیندهاش برای همیشه ناشناخته است.