خط داستانی
آسمان رو به زوال داستان دو عاشق را روایت میکند که با عشقی به شدت ممنوع و قوی به هم پیوند خوردهاند، در حالی که از حضور قریبالوقوع آرزوهای برآوردهنشده و گناهی که آنها را تعقیب میکند، رنج میبرند. رابطه آنها بر پایه یک دروغ مشترک، گناهی که هر دو را آزار میدهد و خواستهای بیرحم که تهدید به بلعیدن آنها میکند، بنا شده است. آنها در جوانی ازدواج کردند، بدون اینکه عمق عشق یا اشتیاق را بدانند، اما وقتی همدیگر را ملاقات کردند، دانستند که همسر روحی خود را یافتهاند. شخصیتهای لوئیس و آنا، با بازی کارلا چامبل و روبن گارسیا، با اشتیاقی که سالها ادامه دارد، به هم پیوند خوردهاند و این پیوند با دیدارهای پنهانی، اعلام عشق، درگیریها و گناهها پشتیبانی میشود. آسمان رو به زوال روایت شاعرانه و لیرکی از پیچیدگیهای خواسته، عشق و درد ماندگاری است که با پیامدهای آن زندگی میکند.