قرار ملاقات با درخت
I Have an Appointment With a Tree
شنیده بودم از نقاشی شیلیایی هزار نقاشی که مدتها قبل ناپدید شده بود در کنار رودخانه لوئر در ساختمانی که آدرسی داده بودم که دیگر وجود نداشت کسی دههها اینجا نیامده بود همه چیز آنجا مانند فراری گرفته بود