خط داستانی
وقتی جی دی از کار خسته کننده اش اخراج می شود دوستان قدیمی اش قول بهترین تعطیلات زندگی را به او می دهند او نمی تواند این فرصت یکبار مصرف را رد کند و به قلب داغ تایلند سفر می کند همراه با گوردون گولدن و جان واکر او به طور مستقیم در شهر گناه پاتایا قرار می گیرد به زودی تعداد فاحشه ها به اندازه مقدار نوشیدنی در خونش بالا می رود و جی دی هر چه بیشتر ناامید می شود که بدنش با گرما سازگار نیست وضعیت او بدتر می شود وقتی دوستانش برای کار مهمی می روند جی دی را تنها در سرزمین هزار لبخند رها می کنند او در حالی که فقط بلد است نوشیدنی های الکلی سفارش بدهد خیلی زود تا حدی مست می شود که به خواب می رود وقتی بیدار می شود در وسط جنگل است و چیزی از شب قبل به خاطر نمی آورد و در حالی که راه بازگشت به تمدن را می کند بیشتر در دردسر می افتد که هیچ چیز از آن آگاهی ندارد