خط داستانی
پس از شستن دستهایش، هو بای به دوستش، آنکل مینگ، کمک کرد تا به دریای جنوبی چین برود و مرواریدها را نجات دهد. به طور غیرمنتظرهای با یک کشتی غرق شده مواجه شد و به اعماق دریا افتاد، اما به طور تصادفی ویرانههای هزار ساله یک کشور باستانی را که در اعماق دریا غرق شده بود، پیدا کرد. آنها در اعماق دریا با سختیها و خطرات زیادی روبرو شدند و در نهایت با هم متحد شدند تا موجودات دریایی عمیق را شکست دهند و به طرز هوشمندانهای از تجهیزات موجود در ویرانهها برای فرار استفاده کردند.