خط داستانی
داستان هوشمندانه از فروشنده بستنی به نام فریزربرن که به طرح شرور تاجر اسباب بازی سامال ایتناس برای خرابکاری در جاده کارناوال سگا برخورد میکند و والدین را وادار میکند میلیاردها در فروشگاهها هزینه کنند تا با کمک دوست پنگوئنی چر همراه با دانشمند و عشقش آنا، فریزربرن به قطب شمال می رود تا روز را نجات دهد