خط داستانی
فینستیِره سفری به آغاز یک داستان است. سفر لارا مادربزرگ من به شهرش در گالیسیا پس از شصت سال مهاجرت به آرژانتین. در این سفر از طریق زمین زراعی گالیسیا لارا با دو فرزندش که پانزده سال دیدار نکرده است روبرو می شود. حافظه با گذشت زمان فرسوده به نظر می رسد و دیدارها هیجان انگیز و به حرکت می آورد. بی جایی مهاجران اثر اثار ناگسستنی بر لارا گذاشته است. فینستیِره از پیری در حرکت می گوید و از به پایان رساندن زندگی، امکان یادآوری و بخشش گذشته را به خود می دهد