از سئول تا وراناسی
From Seoul to Varanasi
ینگ وو و جین-یو ده سال است که ازدواج کردهاند و از هم فاصله پیدا کردهاند او ناشر است و با نویسندهای رابطه دارد و او خانهدار است و به پسری جوان و مسلمان صمیمی به نام کریم گرایش دارد وقتی مجبور میشود کشور را ترک کند تصمیم میگیرد او را به وراناسی دنبال کند و با نوتی به شوهرش میگوید که برای دیدار بستگان رفته است و در کنار دریاچهٔ گنگ و پر رفت و آمد بساط شهر وراناسی را میگردد تا کریم را بیابد هنگامی که همسرش تلویزیون را روشن میکند شوهرش از دیدن همسرش با خاکستر پوشیده و از رستورانی که با تروریستها بمباران شده است شگفتزده میشود و او تصمیم میگیرد به هند سفر کند تا همسرش را بیابد و توضیحی برای رفتار او بیابد