خط داستانی
در حالی که هنوز به خاطر از دست دادن شوهر و دخترش عزادار است، اِلی کیـنگ به دیدار برادرش آرون دیویس و فرزندانش میرود تا برای کریسمس خوشحال باشد. او با دستاندرکار محله، خانم تامپسون، و حامی زیبا، معاون استرواد، دوست میشود. او با خانوادهٔ برادرش به آرامی کنار میآید و با ارک، پسری که پدرش از او پشتیبانی میکند، آشنا میشود. هنگامی که آرون برای خرید زمین مجاور کشاورزی از شهر خارج میشود، اِلی موافقت میکند از فرزندان برادرش مراقبت کند، اما جولان جشنهای فصلی با گم شدن آرون تهدید میشود