خط داستانی
جکی نوجوانی است که از کمک به نیازمندان لذت می برد اما همسرش ساموئل با این احساس هم عقیده نیست. جهان جکی حول کمک به کودکان مبتلا به سرطان در یک کلینیک می چرخد در حالی که جهان او حول تجارت است و به بخش فداکاری همسرش علاقه ندارد. حادثه ای فاجعه بار ساموئل را به کما می برد و جکی پس از ماه ها انتظار تصمیم می گیرد به زندگی خود ادامه دهد و دوباره عاشق شود.