خط داستانی
خدمتکار پانزده ساله گریگ عاشق سوفیا، دختر بازرگان ثروتمند است. احساس متقابل است اما والدین سوفیا میخواهند او با مردی با جایگاه اجتماعی بالا و ارزش اخلاقی پایین ازدواج کند. گریگ به اجبار از معشوقهاش جدا شده و به ارتش ژنرال آ Alexander سووروف میپیوندد. در طول مأموریت اسطورهای سوئیس، گریگ با خَبریت و وفاداری به سووروف و سربازانش از نقشه دشمن خیانتکار عقبنشینی میکند و ثابت میکند هر کسی میتواند قهرمان شود اگر عشق او را هدایت کند.