خط داستانی
آندرِی که در شرکت شوهر برای یک ساعت کار میکند با تماس به آپارتمان زن مجردی با فرزندش میرسد. لیزا، صاحبخانه، او را تصادفی با آب خیس میکند و آندرِی از روی لباسش در میآید و شلوار کوتاه میپوشد. پسر آلون، آنتون، تصمیم میگیرد که آندرِی پدرش باشد و اکنون تنها یک چیز را میخواهد: به هر قیمتی همسر مادرش و آندرِی شود.