خط داستانی
جیمز جانسون در یکی از محله های فقیر نشین امریکا زندگی می کند او پدرِ درستکار، سخت کوش و کودک دوست است که مادرش پسر و نامزدش را دوست دارد با وجود کار بیش از پنجاه ساعت در هفته هنوز نمی تواند به مخارج برسد تا این که در شبی سرنوشت ساز به جانشین قدرتمند خلافکارش را نجات می دهد در ازای قدردانی راوِم پیشنهادِ غیرقابل رد کردن می دهد به طرز شگفت آوری جیمز این پیشنهاد را می پذیرد و چون ماهی به آب به جنایت گرایش پیدا می کند اما مادرش و نامزدش از زندگی تازه اش ابراز رضایت ندارند و او را وادار می کنند بین زندگی با پول سریع و زنان سریع تر یا زندگی که در آن در کنار فقر گیر کرده است یکی را برگزیند