خط داستانی
سال ۱۹۷۲، جورج براون، فراری بیگناه به همراه چهار همدست دیگر، پروازی از ایالات متحده به الجزایر را ربودند تا به بهائیان سیاهپوست تبعیدی ملحق شوند و در مسیر، بالاترین باج پرداختشده در تاریخ دزدی پروازها را جمعآوری کردند: یک میلیون دلار. سال ۲۰۰۸، در حین نمادینترین دورههای انتخابات تاریخ آمریکا، رشید از جورج باخبر میشود و برای پاریس راهی میشود؛ جایی که جورج در بیست و پنج سال گذشته زندگی کرده است. از طریق نگاه او و سخنان جورج، به جنبه انسانی مبارزه برای حقوق مدنی، تکامل نژادپرستی و بازنگری در دورهای از تاریخ مینگریم که در آن جنگ تنها راه رسیدن به آزادی و برابری به نظر میرسید.