خط داستانی
روال پیمانکار نشاندهندهٔ یک روز از زندگی یعقوب برشفسکی است که با وجود ظاهر بیضرر، فردی نسبتاً عجیب و طعنهآمیز است. به دلیل ناتوانی در کنار آمدن با جامعهٔ معمولی، یعقوب زندگی تخیلی پربار و کاملاً بااُلترا ایگو را توسعه داده که به عنوان استادِ او، با نداء او در هر لحظه حاضر است. وقتی یعقوب برای کنار آمدن با ناامیدیش از جهان واقعی به اعمال وحشتناک خشونت و قتل روی میآورد، از تماشاگران پرسیده میشود که آیا استاد او قادر خواهد بود جلوی گسترش خشونت به جهان واقعی را بگیرد یا نه.